غزل شمارهٔ ۷۰۱
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
گی باشد از جهان بدن سوی جان رویم
۲
زان نیز بگذریم ورای جهان رویم
۳
از تن بجان سوی جانان سفر کنیم
۴
طی مکان کنیم و سوی لامکان رویم
۵
شور و شغب کنیم پس پردهٔ صور
۶
وین راه را ز چشم خلایق نهان رویم
۷
کس دید و کس ندید به پریم زین قفس
۸
تا کوه قاف جانت عنقا روان رویم
۹
تا چند اوفتیم در این و گل چو خر
۱۰
چون عیسی از زمین بسوی آسمان رویم
۱۱
تا چند اینچنین گذرانیم روزگار
۱۲
گویند هست طور دگر آنچنان رویم
۱۳
سوزیم در جحیم خودیفیض تا بکی
۱۴
خود واکنیم از خود و سوی جنان رویم
