زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
فیض کاشانی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۷۰۵

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
هر که میخواهد سخن گستر بود در انجمن
۲
اولش باید تامل در سخن آنگه سخن
۳
هر سخن هر جا نتوان گفت با هر مستمع
۴
پاس وقت و جا و گوش و هوش باید داشتن
۵
هر که میخواهد که باشد در شمار عاقلان
۶
لب فرو بندد مگر وقتی که باید دمزدن
۷
گه سخن خالی کن دلهای اندوه پر است
۸
گاه در دلهاست اندوه پشیمانی فکن
۹
گاه میریزد چو باران از سحاب معرفت
۱۰
تا دلی کان مرده باشد زنده گردد از سخن
۱۱
گه چو آبی در چهی یا شیر در پستان بود
۱۲
تا کشش نبود برون ناید ز جای خویشتن
۱۳
گوش و هوش مستمع چون باز شد بگشای لب
۱۴
ور به بینی بسته‌اش زنهار نگشائی دهن
۱۵
گر دری در دل نهان داری برون آر از صدف
۱۶
ور نداری حرف نیکی لب فروبند از سخن
۱۷
حاجتی داری بگو یا سائلی را ده جواب
۱۸
حکمتی داری بیان کن ور نداری دم مزن
۱۹
حرف بسیار است در عالم ولی نیکش کمست
۲۰
هر که گوید حرف نیک ای فیض ازو بشنو سخن

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.