زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
فیض کاشانی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۷۰۸

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
نوش من نیش مکن دورم از خویش من
۲
جگرم ریش مکن دورم از خویش مکن
۳
آرزوی دل من حل همه مشکل من
۴
مقصد حاصل من دورم از خویش مکن
۵
بتو من زنده شدم جان پاینده شدم
۶
شمع پاینده شدم دورم از خویش من
۷
بیتو ای جان کسی بر نیارم نفسی
۸
چون زید بیتو کسی دورم از خویش مکن
۹
ای روان دو جهان آشکارا و نهان
۱۰
از تو دوری نتوان دورم از خویش مکن
۱۱
تاج من افسر من سر من سرور من
۱۲
هادی و رهبر من دورم از خویش مکن
۱۳
راه من منزل من بحر من ساحل من
۱۴
آشنای دل من دورم از خویش مکن
۱۵
یار من یاور من دل من دلبر من
۱۶
مونس و غمخور من دورم از خویش مکن
۱۷
گرچه هستند بسی نیست از بهر کسی
۱۸
جز تو فریاد رسی دورم از خویش مکن
۱۹
از رخت هستی فیض و ز لبت مستی فیض
۲۰
وز قدرت پستی فیض دورم از خویش مکن

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.