زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
فیض کاشانی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۷۱۳

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
بهار آمد بهار آمد بهار طلعت جانان
۲
نگار آمد نگار آمد نگار شاهد پنهان
۳
بهار آمد بهار آمد بهار دل بهار دل
۴
نگار آمد نگار آمد نگار جان نگار جان
۵
بشب خورشید جان آمد ضیای جاودان آمد
۶
بجان بگشای چشم دل که پیدا گشت هر پنهان
۷
نسیم از کوی یار آمد نسیم مشکبار آمد
۸
معطر کن دماغ دل منور ساز چشم جان
۹
تلافی کن تلافی کن ز بیعت آنچه ضایع شد
۱۰
ترقی کن ترقی کن درآ در مشهد عرفان
۱۱
گمان تا کی گمان تا کی یقین آمد یقین آمد
۱۲
برون آ از حضیض شک برا بر آسمان جان
۱۳
بیفکن بار تن از جان سبک کن دوش دل از گل
۱۴
چه ماندی در زمین تن برا بر آسمان جان
۱۵
سراپا دیده شو ای فیض همچون آب و آئینه
۱۶
که تا به بینی عیان هر جا جمال طلعت یزدان
۱۷
بیفشان گرد خود از خود دل و جانرا جلائی ده
۱۸
جهان بگرفت سرتاسر به بینش ظاهر و پنهان

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.