زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
فیض کاشانی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۷۲۴

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
در سرم عشق تو ای یار همانست همان
۲
در دلم حسرت دیدار همانست همان
۳
شعله آتش سودای تو در سر باقیست
۴
دل سوزان شرر بار همانست همان
۵
غم و اندوه فراق تو همانست که بود
۶
زاری دیده خونبار همانست همان
۷
در دلم صبر دگر نیست همین بود همین
۸
جورت ای شوخ جفا کار همانست همان
۹
تیر مژگانت همان خون دلم می‌ریزد
۱۰
ستم غمزهٔ خونخوار همانست همان
۱۱
چشم مست تو همان راهزن دین و دلست
۱۲
فتنهٔ نرگس خمار همانست همان
۱۳
شربت نوش دهان تو همان روح افزاست
۱۴
هم دوای من بیمار همانست همان
۱۵
شیوهٔ ناز و تغافل که ترا بود بجاست
۱۶
ستم و جور ز اغیار همانست همان
۱۷
دمبدم عشق توام رو بترقی دارد
۱۸
زانکه حسن تو در این کار همانست همان
۱۹
دیدهٔ فیض بوصلت نگرانست هنوز
۲۰
حسرت چشم گهربار همانست همان

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.