غزل شمارهٔ ۷۴۶
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
بکفافی دلا قناعت کن
۲
باقی عمر صرف طاعت کن
۳
خواهی ار حاصلی بدست آری
۴
مزرع عمر را زراعت کن
۵
هست دریای بیکران دنیا
۶
بسبوئی از آن قناعت کن
۷
گر متاعی خری بخر دانش
۸
نقد ایام را بضاعت کن
۹
تخم دانش بگیر و آب عمل
۱۰
در زمین دلت زراعت کن
۱۱
کوکب عمر را غروب رسید
۱۲
تا توانیش صرف طاعت کن
۱۳
شد قمر شق و ساعت اقتربت
۱۴
نقد ساعات صرف ساعت کن
۱۵
شست و شوئی بده دل و جانرا
۱۶
خویش را قابل شفاعت کن
۱۷
ناگهان میرسد اجل ای فیض
۱۸
بر گهنه تا توان ضراعت کن
