غزل شمارهٔ ۷۴۸
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
بغم خویش دل ما خوش کن
۲
خستگانرا بمدارا خوش کن
۳
از فلک هر چه بما میآید
۴
تو گوارا کن و بر ما خوش کن
۵
دل ما را بقضا کن راضی
۶
خاطر ما به بلاها خوش کن
۷
من اگر قابلم ار ناقابل
۸
تو قبولم کن و بدرا خوش کن
۹
گر تقاضای قبولت باید
۱۰
اولم پس بتمنا خوش کن
۱۱
پایم ار نیست بسویت آیم
۱۲
بسرم آی و سراپا خوش کن
۱۳
خوش و ناخوش بخوشی دار مرا
۱۴
ناخوشیها بخوشیها خوش کن
۱۵
فیض را نیست بغیر از تو کسی
۱۶
بدیش را بکرمها خوش کن
