زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
فیض کاشانی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۷۵۰

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
الهی ز عصیان مرا پاک کن
۲
در اعمال شایسته چالاک کن
۳
چو بآبی بسر ریزم از بهر غسل
۴
دلم را چو اعضای تن پاک کن
۵
هجوم شیاطین ز دل دوردار
۶
قرین دلم خیل املاک کن
۷
شراب طهوری بکامم رسان
۸
سراپای جانرا طربناک کن
۹
کند شاد اگر سازدم العیاذ
۱۰
پشیمانیم بخش و غمناک کن
۱۱
بگریان مرا در غم آخرت
۱۲
ازین درد آهم بر افلاک کن
۱۳
ز خوفت بخون دلم ده وضو
۱۴
ز احداث باطن دلم پاک کن
۱۵
بریزان ز من اشک تا اشک هست
۱۶
چو آبم نماند مرا خاک کن
۱۷
و قلبی ففزعه عمن سواک
۱۸
دهانم بذکراک مسواک کن
۱۹
بعصیان سراپای آلوده‌ام
۲۰
سراپا ز آلودگی پاک کن
۲۱
چو پاکیزه گردد ز لوث گنه
۲۲
دلم آینه صاف ادراک کن
۲۳
دلم را بده عزم بر بندگی
۲۴
نه چون بیغمانم هوسناک کن
۲۵
بخاک درت گر نیارم سجود
۲۶
مکافات آن بر سرم خاک کن
۲۷
دلم راز پندار دانش بشوی
۲۸
بجان قایل ما عرفناک کن
۲۹
بعجب عمل مبتلایم مساز
۳۰
زبان ناطق ما عبدناک کن
۳۱
نگه دارم از شر آفات نفس
۳۲
بتلبیس ابلیس دراک کن
۳۳
نشاطی بده در عبادت مرا
۳۴
دل لشکر دیو غمناک کن
۳۵
بحشرم بده نامه در دست راست
۳۶
ز هولم در آنروز بی باک کن
۳۷
ز یمن ولای علی فیضرا
۳۸
قرین مکرم بلولاک کن

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.