زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
فیض کاشانی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۷۸۹

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ای که دانی سرّ ما را مو بمو
۲
شمهٔ احوال ما با ما بگو
۳
چیستیم و از چه و بهر چه‌ایم
۴
کیست نحن کیست کنت کیست هو
۵
بحرهای راز پنهان کردهٔ
۶
درطلب افکنده ما را جو بجو
۷
هرچه میگوئیم پنهان ما بما
۸
بیش میدانیش پیدا مو بمو
۹
آگهی ز احوال تنها تا بتا
۱۰
واقفی ز اسرار جانها تو بتو
۱۱
ماهیان بحر تو جانهای ما
۱۲
بحر جویان جابجا و جوبجو
۱۳
ما شده جویای تو از هر طرف
۱۴
تو نشسته در برابر روبرو
۱۵
روی تو دایم بسوی ما و ما
۱۶
در طلب حیران و جویان سو بسو
۱۷
با دل ما در تکلم روز و شب
۱۸
در سراغت میدود دل کو بکو
۱۹
در همه جا هستی و جائی نهٔ
۲۰
سر برآریم از تو و گوئیم کو
۲۱
عطر بوی تو گرفته عالمی
۲۲
بیخود آن گشته ما نشنیده بو
۲۳
غمزهای مست پنهان میرسد
۲۴
سوی جان ز آن چشم جادو موبمو
۲۵
جان ما افتان و خیزان می‌دود
۲۶
دست و پا گم کرده بهر جستجو
۲۷
از حضورت دل اگر آگه شدی
۲۸
خویش را از خویش کردی رفت و رو
۲۹
با دل من در عتابی دم بدم
۳۰
عذر ما را لیک دانی مو بمو
۳۱
عذر تقصیرات ما در کار تو
۳۲
توبه از ما دانی ای نعم العفو
۳۳
هرچه از ما پردهٔ خود میدریم
۳۴
میکند خیاط عفو تو رفو
۳۵
دم بدم آلودهٔ عصیان شویم
۳۶
ابتلای تو کندمان شست و شو
۳۷
فیض جان ده در رهش تسلیم شو
۳۸
لن تنالوا البر حتی تنفقو
۳۹
گفت و گو بسیار شد خامش شویم
۴۰
تا کند دلدار با ما گفتگو

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.