زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
فیض کاشانی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۷۹۲

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
گر برفت اندر غمت دل گو برو
۲
جان اگر هم شد فدایت گو بشو
۳
حسن تو ای جان من پاینده باد
۴
هرچه جز تو گو بقربان تو شو
۵
من طمع از خود بریدم آن زمان
۶
که بعشقت جان و دل کردم گرو
۷
هر دمی جانی فدا سازم ترا
۸
در هماندم بخشی از سر جان نو
۹
جان نو بخشد جمالت نو مرا
۱۰
کهنه را گوید جلالت که برو
۱۱
هر دمم عیدی و قربان نویست
۱۲
خلعتی نو روز نو روزی نو
۱۳
دوست میخواند ترا ای فیض هان
۱۴
در ره او پای از سر کن بدو

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.