غزل شمارهٔ ۷۹۴
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
گه سوی طاعت روم گه سوی عصیان او
۲
مظهر لطفم من و مظهر غفران او
۳
گاه مرا لطف او بر در طاعت برد
۴
گه کشدم دست قهر جانب عصیان او
۵
در گنهم گاه عفو سوی جنان آورد
۶
گه بردم منتقم جانب نیران او
۷
گاه جمالش مرا بر سر شکر آورد
۸
گاه جمالم برد بر در کفران او
۹
جرم من و حلم او هر دو زحد درگذشت
۱۰
تا چکند عاقبت این من و آن او
۱۱
هستی او از قدم هستی ما از عدم
۱۲
باقی و پاینده او ما همه قربان او
۱۳
تا برد و بازدش گیرد و اندازدش
۱۴
گوی دلم میتپد در خم چوگان او
۱۵
حلقه بگوش ویم رفته ز هوش ویم
۱۶
گوش مرا میسزد نغمهٔ الحان او
۱۷
میکشدم امر او جانب این گفتگو
۱۸
فیض ز جان و ز دل هست بفرمان او
