غزل شمارهٔ ۸۲۱
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
ای که دردت با دوا آمیخته
۲
در غمت بس خرمی انگیخته
۳
با تو تا پیوند محکم کردهام
۴
رشتهٔ جان از جهان بگسیخته
۵
مهر تو بگرفته سر تا پای من
۶
عشق تو با جان و دل آمیخته
۷
بر درخت عشق در باغ دلم
۸
میوههای گونه گون آویخته
۹
دیدهٔ گریانم از دریای عشق
۱۰
در کنار درّ و گوهر ریخته
۱۱
کهنه غربال فلک بر سر مرا
۱۲
نو بنو غم بر سر غم ریخته
۱۳
هم ز دردت کن دوا این درد فیض
۱۴
ای ز دردت صد دوا انگیخته
