غزل شمارهٔ ۸۳۵
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
از خودی ای خدا نجاتم ده
۲
زین محیط بلا نجاتم ده
۳
یکدم از من مرا رهائی بخش
۴
از غم ما سوی نجاتم ده
۵
دلم از وحشت جهان بگرفت
۶
زین دیار فنا نجاتم ده
۷
نفس اماره قصد من دارد
۸
زین دم اژدها نجاتم ده
۹
داد خاکسترم بباد هوس
۱۰
از بلای هوا نجاتم ده
۱۱
صحبت عامه سوخت جانم را
۱۲
ز آتش بیضیا نجاتم ده
۱۳
خلقی افتاده در پی جانم
۱۴
زین ددان دغا نجاتم ده
۱۵
جهل بگرفته سر بسر عالم
۱۶
زین جنود عما نجاتم ده
۱۷
نتوانم ز راستی دم زد
۱۸
زین کجان دغا نجاتم ده
۱۹
غرقه در بحر غم شدم چون فیض
۲۰
میزنم دست و پا نجاتم ده
