متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
فیض کاشانی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۸۴۶

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
گر ترا هست سر کشتن ما بسم الله
۲
خیز از جای و بگو بهر فدا بسم الله
۳
تیغ ابروی تو دارد چو سر کشتن ما
۴
بسملم ساز بدین تیغ بلا بسم الله
۵
گفته بودی که بشمشیر سرت بردارم
۶
هین نشستم بر تو بر سر پا بسم الله
۷
تا بکی وعده کنی حرف وفا هم گوئی
۸
در دلت هست وفا گو بوفا بسم الله
۹
سر تسلیم نهادیم به پیش تو بیار
۱۰
هرچه خواهد دل تو بر سر ما بسم الله
۱۱
بکشیم سر بنهیم و بجفا تن بدهیم
۱۲
ای جفای تو وفا خیز و بیا بسم الله
۱۳
فیض را بس که بدل هست هوای بسمل
۱۴
مینگارد همه بر لوح هوا بسم الله
ارتباط‌ها، وضعیت بازبینی و جزئیات پژوهش این شعر

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.