غزل شمارهٔ ۹۰۵
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
در حسن بتان دلبر ما بلکه تو باشی
۲
در غمزه زنان هوشبر ما بلکه تو باشی
۳
چشم از رخ خوبان نکنم جانب محراب
۴
بر ابروشان عشوه نما بلکه تو باشی
۵
در زلف بتان کیست نهان رهزن دلها
۶
زیر شکن زلف دو تا بلکه تو باشی
۷
گستاخ بهر جا نتوانم نظر افکند
۸
پنهان ز نظرها همه جا بلکه تو باشی
۹
از کس نکنم شکوه چرا گفت و چرا کرد
۱۰
دارنده بر آن جور و جفا بلکه تو باشی
۱۱
بی پا و سر افتم بره بیسر و پایان
۱۲
پا و سر هر بیسر و پا بلکه تو باشی
۱۳
بر گفتهٔ فیض اهل دلی نکته نگیرد
۱۴
گوینده پس پردهٔ ما بلکه تو باشی
