Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
مولوی · دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۱۲۰۶

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
سوی لبش هر آنک شد زخم خورد ز پیش و پس
۲
زانک حوالی عسل نیش زنان بود مگس
۳
روی ویست گلستان مار بود در او نهان
۴
جعد ویست همچو شب مجمع دزد و هر عسس
۵
کان زمردی مها دیده مار برکنی
۶
ماه دوهفته‌ای شها غم نخوریم از غلس
۷
بی‌تو جهان چه فن زند بی‌تو چگونه تن زند
۸
جان و جهان غلام تو جان و جهان تویی و بس
۹
نصرت رستمان تویی فتح و ظفررسان تویی
۱۰
هست اثر حمایتت گر زره‌ست وگر فرس
۱۱
شمس تو معنوی بود آن نه که منطوی بود
۱۲
صد مه و آفتاب را نور توست مقتبس
۱۳
چرخ میان آب تو بر دوران همی‌زند
۱۴
عقل بر طبیبیت عرضه همی‌کند مجس
۱۵
ذره به ذره طمع‌ها صف زده پیش خوان تو
۱۶
سجده کنان و دم زنان بهر امید هر نفس
۱۷
دست چنین چنین کند لطف که من چنان دهم
۱۸
آنچ بهار می‌دهد از دم خود به خار و خس
۱۹
خاک که نور می‌خورد نقره و زر نبات او
۲۰
خاک که آب می‌خورد ماش شدست یا عدس
۲۱
رنگ جهان چو سحرها عشق عصای موسوی
۲۲
باز کند دهان خود درکشدش به یک نفس
۲۳
چند بترسی ای دل از نقش خود و خیال خود
۲۴
چند گریز می‌کنی بازنگر که نیست کس
۲۵
بس کن و بس که کمتر از اسب سقای نیستی
۲۶
چونک بیافت مشتری باز کند از او جرس

دانش و پژوهش این شعر

نیازمند بازبینی
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۱ نیازمند تصمیم۱ موجودیت مرتبط

پیش‌نویس‌ها و پیشنهادها

هنوز واقعیت تأییدشده نیستند
پیشنهادیبه‌کارگیری نماد

می و جام

به‌کارگیری نماد ← می و جام

Matched curated alias: می; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
شاهد متنی در منبع ثبت شده است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira