Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
مولوی · دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۱۲۱۷

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
الحذر از عشق حذر هر کی نشانی بودش
۲
گر بستیزد برود عشق تو برهم زندش
۳
از دل و جان برکندش لولی و منبل کندش
۴
سیل درآید چو گیا هر طرفی می‌بردش
۵
اوست یقین رهزن تو خون تو در گردن تو
۶
دور شو از خیر و شرش دور شو از نیک و بدش
۷
باده خوری مست شوی بی‌دل و بی‌دست شوی
۸
بیست سلامت بودش درکشدش خوش خوردش
۹
پای در این جوی نهی تا به قیامت نرهی
۱۰
هر که در این موج فتد تا لب دریا کشدش
۱۱
گول شود هول شود وز همه معزول شود
۱۲
دست نگیرد هنرش سود ندارد خردش
۱۳
ای دم تو دام خمش بی‌گنهان را بمکش
۱۴
ای رخ تو باده هش مست کند تا ابدش

دانش و پژوهش این شعر

نیازمند بازبینی
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۱ نیازمند تصمیم۱ موجودیت مرتبط

پیش‌نویس‌ها و پیشنهادها

هنوز واقعیت تأییدشده نیستند
پیشنهادیبه‌کارگیری نماد

می و جام

به‌کارگیری نماد ← می و جام

Matched curated alias: می; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
شاهد متنی در منبع ثبت شده است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira