غزل شمارهٔ ۱۲
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
ای که بر من میکشی خط و نمیخوانی مرا!
۲
بر مثال نامه، بر خود چند پیچانی مرا؟
۳
راندهاند ازل، بر ما بناکامی، قلم
۴
نیستم، کام دل آخر تا به کی رانی مرا؟
۵
در سر زلف تو کردم، عمر و آن عمر عزیز
۶
سر به سر بر باد رفت، اندر پیشانی مرا
۷
میدهم جان تا بر آرم با تو یکدم، چون کنم
۸
هیچ کاری بر نمیآید، به آسانی مرا
۹
همچو عود از من برآمد دود، تا کی دم دهی؟
۱۰
آتشی بنشان بر آتش، چند بنشانی مرا؟
۱۱
مرد سودایت نبودم، کردم و دیدم زیان
۱۲
وین زمان سودی نمیدارد، پشیمانی مرا
۱۳
از ازل داغ تو دارم، بر دل و روز ابد
۱۴
کس نگیرد ظاهراً، با داغ سلطانی مرا
۱۵
کرده بودم ترک ترکان کمان ابرو و باز
۱۶
میبرند از ره به چشم شوخ و پیشانی مرا
۱۷
بندهای باشد تو را سلمان گران باشد که آن
۱۸
یک قبول حضرت خود، داری ارزانی مرا