غزل شمارهٔ ۱۹
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
قبله ما نیست، جز محراب ابروی شما
۲
دولت ما نیست، الا در سر کوی شما
۳
روز محشر، در جواب پرسش سودای کفر
۴
هیچ دست آویز ما را نیست، جز موی شما
۵
ماه تابان را شبی نسبت، به رویت، کردهام
۶
سالها شد، تا خجالت دارم، از روی شما
۷
مرده خاکم که او میپرورد سروی چو تو
۸
زنده بادم که او میآورد بوی شما
۹
اینکه بر چشمم، سیاه و تنگ دل یاری، ولی
۱۰
کس نمیگوید حدیث سخت، در روی شما
۱۱
بر نمیدارم سر از زانو، ز رشک طرهات
۱۲
تا چرا سر بر نمیدارد، ز زانوی شما
۱۳
چشم تنگت، تر تاز و حاجبت پیشانی است
۱۴
زان نمیآید کسی در چشم جادوی شما
۱۵
گرم بدم گویی و نیکویی، به هر حالت که هست
۱۶
هست، سلمان، از میان جان، دعا گوی شما