Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
سلمان ساوجی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۹۴

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ما را به جز از عشق تو، در خانه کسی نیست
۲
بنمای رخ، از پرده که در خانه کسی نیست
۳
بردار مه از سلسله تا خلق بدانند
۴
کز سلسله داران تو، دیوانه کسی نیست
۵
فرزانه‌تر مردم اگر، زاهد و صوفی است
۶
ای دوست به دوران تو، فرزانه کسی نیست
۷
در خلوت دل، ساختمت، منزل و آنکس
۸
گر دل نکند، منزل جانانه کسی نیست
۹
خمار به اغیار مده، باده که خام است
۱۰
مطرب مزنش در، که در آن خانه، کسی نیست
۱۱
سرگشته بسی‌اند، ولی، آنکه چو پرگار
۱۲
دارد قدمی ثابت و مردانه، کسی نیست
۱۳
دلگرمی پروانه ده‌ای شمع که در عشق
۱۴
امروز، به جانبازی پروانه کسی نیست
۱۵
سلمان، مطلب، یار که بسیار بجستند
۱۶
زین جنس، درین منزل ویرانه کسی نیست
۱۷
یاری که به کامت برساند، ز دل خود
۱۸
در دور، به جز ساغر و پیمانه کسی نیست

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.