غزل شمارهٔ ۹۷
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
تیر خدنگ غمزهات، از جان ما گذشت
۲
بر ما ز غمزه تو چه گویم، چها گذشت
۳
وقت صباح، بر سر شمع، از ممر باد
۴
نگذشت، آن چه بر سر ما از صبا گذشت
۵
در حیرتم، که باد به زلف تو، چون رسید
۶
فی الجمله چون رسید از آنجا چرا گذشت
۷
بر ما ز آب دیده شب، دوش تا به روز
۸
باران محتن آمد و سیل بلا گذشت
۹
یارب چه رفت، بر سر ما دوش، کان صنم
۱۰
بیگانه وش، درآمد و بر آشنا گذشت
۱۱
چندان گریستیم، که من بعد اگر کسی
۱۲
آید به سوی ما نتواند ز ما گذشت
۱۳
سلمان دوای درد دل، از کس طلب مکن
۱۴
با درد خود بساز، که کار از دوا گذشت