غزل شمارهٔ ۱۰۰
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
از سر دنیا و دین، مردانه در خواهم گذشت
۲
مست و لایعقل، به کوی یار، بر خواهم گذشت
۳
جان سپر کردم به پیشش، پیش از آن کاندر غمش
۴
بگذرد تیر از سپر زیر سپر خواهم گذشت
۵
از هوا، باد صبا جان میدهد در کوی دوست
۶
در هوا داری من از باد سحر، خواهم گذشت
۷
بعد ازین، من بر خط سودای خوبان چون قلم
۸
گر قدم خواهم نهاد، اول ز سر خواهم گذشت
۹
عمر من در کوی او با یک دم افتاد، ای رقیب
۱۰
چند گویی در گذر یکدم که در خواهم گذشت