غزل شمارهٔ ۱۵۰
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
دلی که شیفته یار دلربا باشد
۲
همیشه زار و پریشان و مبتلا باشد
۳
بلی عجب نبود گر بود پریشان حال
۴
گدا که در طلب وصل پادشا باشد
۵
بهانه تو رقیب است و نیست این مسموع
۶
رقیب را چه محل گر تو را رضا باشد
۷
جفای دشمن و جور رقیب و طعنه خلق
۸
خوش است بر دل اگر دوست را وفا باشد
۹
اگر تو را گذری بر من غریب افتد
۱۰
و یا تو را نظری بر من گدا باشد
۱۱
از آن طرف نپذیرد کمال او نقصان
۱۲
وزین طرف شرف روزگار ما باشد
۱۳
فگار گشت به خون جگر دل سلمان
۱۴
بترس از آنکه بد و نیک را جزا باشد