غزل شمارهٔ ۱۷۸
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
گل که خوش طلعت و خوشبو آمد
۲
عاشق روت به صد رو آمد
۳
کاسهای داشت سرم را عشقت
۴
سر شوریده به زانو آمد
۵
نیست از هیچ طرف راه گریز
۶
تیرباران ز همه سو آمد
۷
حال این چشم ضعیفم میگفت
۸
قلمم، در قلمم مو آمد
۹
سرکشی کرد و نشد با ما راست
۱۰
آن سهی سرو که دلجو آمد
۱۱
راز مشک سر زلف در دل
۱۲
مینهفتم ز سخن بو آمد
۱۳
سر و بالای تو میجست در آب
۱۴
همچو سلمان که بلا جو آمد