غزل شمارهٔ ۱۸۶
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
چشم مخمور تو مستان را به هم بر میزند
۲
شور عشقت، عاشقان را حلقه بر در میزند
۳
دل همی نالد چو چنگ عشق تیز آهنگ او
۴
در دل عشاق هر دم راه دیگر میزند
۵
چشم عیارت به قصد خون خلقی، دم به دم
۶
تیغهای تیر مژگان را به هم بر میزند
۷
گوهر کان از کجا یابد دل من چو مدام
۸
قفل یاقوت لبت بر درج گوهر میزند