Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
سلمان ساوجی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۱۹۰

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
هر شب این اندیشه در بر غنچه را دل خون کند
۲
کز دل آخر چون جمالت روی گل بیرون کند
۳
تا ببندد خواب نرگس تا گشاید کار گل
۴
گاه مرغ افسانه خواند گاه باد افسون کند
۵
از صبا روی صحاری خنده چون لیلی کند
۶
وز هوا ابر بهاری گریه چون مجنون کند
۷
زلف مشکین حلقه شب را بیندازد فلک
۸
با جمال طلعت خورشید رو افزون کند
۹
باد بر بوی نسیم زلف سنبل در ختن
۱۰
نافه را چندان دهد دم، تا جگر پر خون کند
۱۱
لاله نعمان نشان جام کیخسرو دهد
۱۲
نرگس رعنا خیال تاج افریدون کند
۱۳
لاله همچون من دلی در اندرون دارد سیه
۱۴
آن چه بینی کو به ظاهر گونه را گلگون کند
۱۵
باد سوسن را زبانی گربه آزادی نداد
۱۶
بی‌زبانی وین همه آزادی از وی چون کند
۱۷
ساقی آن می ده که عکس او به عکس آفتاب
۱۸
صبحدم خون شفق در دامن گردون کند
۱۹
سوی میدان بر، کمیتی را که صبح از نسبتش
۲۰
بر سواد خیل لیل از نیم شب شبخون کند
۲۱
بلبل و گل ساختند از نو نوای برگ و عیش
۲۲
هرکه را برگ و نوایی هست عیش اکنون کند
۲۳
ای بهار عالم جان جلوه‌ای کن تا رخت
۲۴
ارغوان و لاله بر حسن خود مفتون کند
۲۵
در هوای عارضت عنبر همی ساید نسیم
۲۶
تا به خط عنبرین اوراق را مشحون کند

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.