غزل شمارهٔ ۲۲۱
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
ما رقمی میکشیم، تا به چه خواهد کشید
۲
ما قدمی میزنیم، تا به چه خواهد رسید
۳
قبله و مذهب بسی است، یار یکی بیش نیست
۴
هر که دویی در میان دید یکی را دو دید
۵
کفر سر زلف توست، قبله آتش پرست
۶
دید رخت کاتشی است، آتش از آن رو گزید
۷
من ز جهان بگذرم، وز تو نخواهم گذشت
۸
ور تو به تیغم زنی، از تو نخواهم برید
۹
در همه بحری دهند، جان به امید کنار
۱۰
لیک درین بحر ما، نیست کناری پدید