غزل شمارهٔ ۲۲۴
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
مرا از آینهٔ سخت روی سخت آید
۲
که در برابر روی تو روی بنماید
۳
چو شانه دست به دندان اگر برم شاید
۴
که شانه در سر زلف تو دست میساید
۵
لطیفهایست دهان تو تا که دریابد
۶
دقیقهایست میان تو تا که بگشاید
۷
عروس گل ز جمال تو چون خجل نشود
۸
سپیده دم که به گلگونه رخ بیاراید
۹
سر مراز سعادت به دولت عشقت
۱۰
جز آستان درت هیچ در نمیباید
۱۱
عروس خاطر سلمان که با لبت پیوند
۱۲
کند هر آیینه زین گونه گوهری زاید