غزل شمارهٔ ۲۲۶
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
از توبه ریایی، کاری نمیگشاید
۲
وز ملک و پادشاهی، چیزی نمیفزاید
۳
در ملک فقر دارد، درویش پادشاهی
۴
قانع به هر چه باشد، راضی به هر چه آید
۵
دلق کبود خواهم، کردن به باد گلگون
۶
کاین رنگ زرقم از دل، زنگی نمیزداید
۷
بردار برقع از رو، کایینه درونم
۸
جز صورت جمالت نقشی نمینماید
۹
عشق است هر دم افزون، گویی که هر چه ما را
۱۰
از عمر میشود کم در عشق میفزاید