غزل شمارهٔ ۲۸۴
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
تا نفس هست به یاد تو برآید نفسم
۲
ور به غیر از تو بود، هیچکسم هیچکسم
۳
هر کجا تیر جفای تو، من آنجا سپرم
۴
هر کجا خوان هوای تو، من آنجا مگسم
۵
پس ازین دست من و دامن سودای شما
۶
چند گردم پی سودای پراکنده بسم
۷
تو به خوبی و لطافت چو گل و آبی و من
۸
با گل و آب برآمیخته چون خار و خسم
۹
کی بود کی که به وصلت رسم ای عمر عزیز؟
۱۰
ترسم این عمر به پایان رسد و من نرسم
۱۱
سخت بیمارم و غیر از تو هوس نیست مرا
۱۲
به عیادت به سرآ تا به سر آید هوسم
۱۳
نیست در کوی توام راه خلاص از پس و پیش
۱۴
چه کنم چاره ز پیش آمد و دشمن ز پسم
۱۵
ای صبا بلبل مستم ز گلستان وصال
۱۶
بویی آخر به من آور که اسیر قفسم
۱۷
کار سلمان چونی افتاد کنون با نفسی
۱۸
بر لبم نه لب و بنواز چونی یک نفسم