Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
سلمان ساوجی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۲۹۰

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
تو می‌روی و من خسته باز می‌مانم
۲
چگونه بی تو بمانم، عجب همی مانم
۳
تو باد پای عزیمت، چو باد می‌رانی
۴
من آب دیده گلگون چو آب می‌رانم
۵
تو آفتاب منیزی که می‌روی ز سرم
۶
فتاده بر سر ره من به سایه می‌مانم
۷
شکسته بسته زلف توام روا داری
۸
فرو گذاشتن آخر چنین پریشانم؟
۹
بدست لطف عنان را کشیده‌دار که من
۱۰
ز پای بوس رکاب تو باز می‌مانم
۱۱
نه پای عزم و نه جای نشست در منزل
۱۲
بمانده‌ام ره بیرون شدن نمی‌دانم
۱۳
دریغ روز جوانی که می‌رود عمرم
۱۴
فسوس عمر گرامی که می‌رود جانم
۱۵
تو آن نه‌ای که کنی گاگاه سلمان را
۱۶
به نامه یاد و من این نانوشته می‌خوانم

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.