Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
مولوی · دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۱۲۴۷

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
عارفان را شمع و شاهد نیست از بیرون خویش
۲
خون انگوری نخورده باده شان هم خون خویش
۳
هر کسی اندر جهان مجنون لیلی شدند
۴
عارفان لیلی خویش و دم به دم مجنون خویش
۵
ساعتی میزان آنی ساعتی موزون این
۶
بعد از این میزان خود شو تا شوی موزون خویش
۷
گر تو فرعون منی از مصر تن بیرون کنی
۸
در درون حالی ببینی موسی و هارون خویش
۹
لنگری از گنج مادون بسته‌ای بر پای جان
۱۰
تا فروتر می‌روی هر روز با قارون خویش
۱۱
یونسی دیدم نشسته بر لب دریای عشق
۱۲
گفتمش چونی جوابم داد بر قانون خویش
۱۳
گفت بودم اندر این دریا غذای ماهیی
۱۴
پس چو حرف نون خمیدم تا شدم ذاالنون خویش
۱۵
زین سپس ما را مگو چونی و از چون درگذر
۱۶
چون ز چونی دم زند آن کس که شد بی‌چون خویش
۱۷
باده غمگینان خورند و ما ز می خوش دلتریم
۱۸
رو به محبوسان غم ده ساقیا افیون خویش
۱۹
خون ما بر غم حرام و خون غم بر ما حلال
۲۰
هر غمی کو گرد ما گردید شد در خون خویش
۲۱
باده گلگونه‌ست بر رخسار بیماران غم
۲۲
ما خوش از رنگ خودیم و چهره گلگون خویش
۲۳
من نیم موقوف نفخ صور همچون مردگان
۲۴
هر زمانم عشق جانی می‌دهد ز افسون خویش
۲۵
در بهشت استبرق سبزست و خلخال و حریر
۲۶
عشق نقدم می‌دهد از اطلس و اکسون خویش
۲۷
دی منجم گفت دیدم طالعی داری تو سعد
۲۸
گفتمش آری ولیک از ماه روزافزون خویش
۲۹
مه کی باشد با مه ما کز جمال و طالعش
۳۰
نحس اکبر سعد اکبر گشت بر گردون خویش

دانش و پژوهش این شعر

نیازمند بازبینی
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۲ نیازمند تصمیم۲ موجودیت مرتبط

پیش‌نویس‌ها و پیشنهادها

هنوز واقعیت تأییدشده نیستند
پیشنهادیبه‌کارگیری نماد

شمع و پروانه

به‌کارگیری نماد ← شمع و پروانه

Matched curated alias: شمع; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
شاهد متنی در منبع ثبت شده است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira
پیشنهادیبه‌کارگیری نماد

می و جام

به‌کارگیری نماد ← می و جام

Matched curated alias: می; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
شاهد متنی در منبع ثبت شده است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira