Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
سلمان ساوجی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۳۴۷

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ای نور دیده باز گو جرمی که از ما دیده‌ای
۲
تا بی‌گناه از ما چرا چون بخت بر گردیده‌ای؟
۳
ای کاش دشمن بودمی نی دوست چون بر زعم من
۴
با دشمنان پیوسته‌ای و ز دوستان ببریده‌ای
۵
بر من نبخشاید دلت یا رب چه سنگین دل بتی
۶
ما ناکه یا رب یا ربم در نیمه شب نشنیده‌ای؟
۷
از عجز و ضعف و مسکنت وز حسن و لطف و نازکی
۸
ما خاک خاک آستان، تو نور نور دیده‌ای
۹
از اشک سلمان کرده‌ای آبی روان وانگه از آن
۱۰
دامن ناز و سرکشی چون نارون پیچیده‌ای

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.