زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
سلمان ساوجی · دیوان اشعار

قطعه شمارهٔ ۲۲

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ای جهانگیری که وقت رفتن و باز آمدن
۲
موکب نصرت عنایت در عنان پیوسته است
۳
کرده سهم عدل تو صد پی کمان را گوشه گیر
۴
ساخته شمشیر را کلک تو دایم دسته است
۵
دین پناها مدتی شد کز سواد حضرتت
۶
مردم چشمم چو اشک من کناری جسته است
۷
جز خیالت کس نمی‌آید به پرسش بر سرم
۸
خواب دست از من به آب دیده من شسته است
۹
هم سقی الله اشک من کز عین مردم زادگی
۱۰
در چنین غرقاب دست از دامنم نگسسته است
۱۱
تا به گوش من خروش کوس عزمت می‌رسد
۱۲
هوشم از تن رفته و مسکین دل از جا جسته است
۱۳
جان من بر بسته است اینک به همراهیت بار
۱۴
دل به کلی از تعلقهای تن وارسته است
۱۵
دیده سرگردان و حیران مانده است از خستگی
۱۶
گرچه با این خستگی او نیز هم بربسته است
۱۷
دیرتر گر می‌رسد چشمم به گرد موکبت
۱۸
خسروا معذور می‌فرما که چشمم خسته است

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.