زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
سلمان ساوجی · دیوان اشعار

قطعه شمارهٔ ۳۶

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ای جهانبشخ جوانبختی که اهل فضا را
۲
جز جنابت در جهان امروز استظهار نیست
۳
نو عروس تازه روی فتح را در روز عرض
۴
جز به خون دشمنت گلگونه رخسار نیست
۵
با عیار جوهر رای جهان آرای تو
۶
آفتاب زر فشان را گرمی بازار نیست
۷
کیست آنکو با تو پا بیرون نهاد از دایره
۸
کو به کار خویشتن سرگردان تر از پرگار نیست
۹
خود کدامین ذره است از خاک درگاهت که آن
۱۰
توتیای دیده بخت او لوالابصار نیست
۱۱
در چنین ملکی که هر کس را که بینی غله‌اش
۱۲
گو ز صد گر نیست افزون، کم ز صد خروار نیست
۱۳
در عراق امروز دشتی نیست کان از بهر کشت
۱۴
چون سرای خصم ناهموار تو هموار نیست
۱۵
کار، کار کارهای گندم است امروز و جو
۱۶
لاجرم یک جو ندارد هر که گندم کار نیست
۱۷
من ز بی کشتی چو کشتی‌ام که بر خشک اوفتد
۱۸
کم جوی در دست و یک من گندم اندر بار نیست
۱۹
از پی زرعم فلانی چند در کارست و کیست
۲۰
در عراق اکنون کسی را کش فلان در کار نیست
۲۱
کدخدایی‌ام کنون پا بست اطفال و عیال
۲۲
صورت امسال من چون پار و چون پیرار نیست
۲۳
در چنین شهری و وقتی و چنین بی برگییی
۲۴
سی چهل نان خواره دارد بنده را غمخوار نیست
۲۵
ده فلان باید مقسم کردنم یا هفت و هشت
۲۶
گر نباشد هفت و هشت از پنج و ز شش چار نیست
۲۷
این چه بی شرمی و ابرامست سلمان تن بزن
۲۸
شد غرض معلوم شه را حاجت تکرار نیست
۲۹
غله بی گاو و زر خواجه زراعت می‌کنی
۳۰
کز زراعت هر که را زر نیست برخوردار نیست
۳۱
آسمان کز سور دارد گاو تخم از سنبله
۳۲
زان ندارد حاصلی کش در هم و دینار نیست
۳۳
دولت مخدوم باقی باد و باقی بنده را
۳۴
جز دعای دولتش مقصود ازین اشعار نیست

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.