قطعه شمارهٔ ۴۳
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
ای خیام دولتت برکنده دور آسمان
۲
چون خیامت بارگاه آسمان برکنده باد
۳
جز که چشم حاسدان از باغ شاهی برنکند
۴
سر و قدت را که چشم حاسدان برکنده باد
۵
گر گشاید باز مرز نگوش و نرگس چشم و گوش
۶
بی تو چشم و گوششان در بوستان بر کنده باد
۷
بعد ازین سنگین دلی گر دل نهد بر تاج و تخت
۸
چون زر و یاقوت و لعلش خان و مان بر کنده باد
۹
عین آب ار وا شود بعد از تو بر صحرا و کوه
۱۰
چشمهای روشن آب روان برکنده باد