قطعه شمارهٔ ۸۱
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
دین پناها کی روا باشد که خلق از مستزاد
۲
ملک و اسباب و زن و فرزند را مرهون کنند
۳
سخت میترسم ازین معنی که خاص و عام ملک
۴
از تو برگردند و رو با حضرت بی چون کنند
۵
از عوانان ممالک گردن یک تن بزن
۶
تا خلایق خرمی از خون آن ملعون کنند
۷
پادشاها از پی صد مصلحت یک خون بکن
۸
پادشاهان از پی یک مصلحت صد خون کنند
