قطعه شمارهٔ ۹۴
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
شبی زبان فصاحت ز منهیان خرد
۲
سوال کرد غرض آنکه مدتی است مدید
۳
که بر خلاف طباع زمانه میبینم
۴
که حصن ملک حصین است و سد عدل سدید
۵
زوال ظلمت ظلم است از ستاره بدیع
۶
کمال دولت فضل است از زمانه بعید
۷
چه خامهای است که کوتاه میکند هر دم
۸
زبان تیغ که بودی دراز در تهدید
۹
چه عادلی است که ز عدل او ممالک را
۱۰
تنعمی است موفی سعادتی است سعید
۱۱
چه صاحبی است که اصحاب دین و دولت را
۱۲
ز تیغ خامه او حاصل است وعده وعید
۱۳
جواب داد خرد کافتاب دولت و دین
۱۴
که ماه رایت او خلق راست چون مه عید
۱۵
هلال غره دولت جمال طلعت ملک
۱۶
غیاث دین محمد محمدبن رشید
