زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
سلمان ساوجی · دیوان اشعار

قطعه شمارهٔ ۱۰۴

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
پریر روز به حمام در فقیری را
۲
به فحش و زجر فرو شست خواجه مغرور
۳
فقیر رفت که پاش چو سنگ بوسه دهد
۴
چو شانه ریش گرفتم که دور نیستم دور
۵
از آن پس ز پی عذر داد مشتی گل
۶
فقیر گفت که ای خواجه نیستی معذور
۷
دل مرا که به کلی خراب کرده توست
۸
گمان مبر که به یک مشت گل شود معمور

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.