قطعه شمارهٔ ۱۱۳
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
ای جهانبخشی که روز و شب چو نور آفتاب
۲
فیض احسان تو فایض بر سماوات است و ارض
۳
سرمه از خاک رهت کردن فلک را فرض عین
۴
میکشد در دیده خود میکند بر عین فرض
۵
عرض حالم راست طولی میکنم زان احتراز
۶
مختصر کاری است کارم چیست چندین طول و عرض
۷
باید احسانی چنان کردن که بعد از خرج راه
۸
قرض خود بگزارم و بازم نباید کرد قرض
