زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
سلمان ساوجی · دیوان اشعار

قطعه شمارهٔ ۱۲۴

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
شاها از میان جان و دل بیگاه و گاه
۲
من دعایت با دعای قدسیان پیوسته‌ام
۳
با وجود ابر احسانت که بر من فایض است
۴
راستی از منت دور فلک وارسته‌ام
۵
ای خداوندی که رنگ و بوی بزمت چون بدید
۶
گفت گل بر خود چه می‌خندی که اینجا دسته‌ام
۷
درد چشمی ناگهانم خاست و اندر خانه‌ای
۸
تنگ و تاری همچو چشم خویشتن بنشسته‌ام
۹
کرده‌ام عادت به چشم و سر به درگاه آمدن
۱۰
زان نمی‌آیم که چشمم بسته و من خسته‌ام
۱۱
چشم‌های بنده از نادیدنت دیوانه‌ام
۱۲
هر دو را زان روی چون دیوانگان بر بسته‌ام
۱۳
دولتت بادا ابد پیوند و خود باشد چنین
۱۴
بارها عقل این سخن در گوش گفت آهسته‌ام

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.