قطعه شمارهٔ ۱۲۸
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
ای خداوندی که از دریای خاطر دم به دم
۲
در ثنایت عقدهای در مکنون آورم
۳
هر زمان بهر عروس مدحت از کان ضمیر
۴
قطهای چون قطعه یاقوت بیرون آورم
۵
از کمال فسحت ملک تو چون رانم سخن
۶
نقصها در ملک جمشید و فریدون آورم
۷
خسروا نگذاشت درد پا که بهر دستبوس
۸
روی چون دولت به درگاه همایون آورم
۹
گر نیاوردم به درگه درد سر معذور دار
۱۰
من که درد پای دارم درد سر چون آورم
