Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
مولوی · دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۱۲۹۰

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
مست گشتم ز ذوق دشنامش
۲
یا رب آن می بهست یا جامش
۳
طرب افزاترست از باده
۴
آن سقط‌های تلخ آشامش
۵
بهر دانه نمی‌روم سوی دام
۶
بلک از عشق محنت دامش
۷
آن مهی که نه شرقی و غربیست
۸
نور بخشد شبش چو ایامش
۹
خاک آدم پر از عقیق چراست
۱۰
تا به معدن کشد به ناکامش
۱۱
گوهر چشم و دل رسول حقست
۱۲
حلقه گوش ساز پیغامش
۱۳
تن از آن سر چو جام جان نوشد
۱۴
هم از آن سر بود سرانجامش
۱۵
سرد شد نعمت جهان بر دل
۱۶
پیش حسن ولی انعامش
۱۷
شیخ هندو به خانقاه آمد
۱۸
نی تو ترکی درافکن از بامش
۱۹
کم او گیر و جمله هندوستان
۲۰
خاص او را بریز بر عامش
۲۱
طالع هند خود زحل آمد
۲۲
گر چه بالاست نحس شد نامش
۲۳
رفت بالا نرست از نحسی
۲۴
می بد را چه سود از جامش
۲۵
بد هندو نمودم آینه‌ام
۲۶
حسد و کینه نیست اعلامش
۲۷
نفس هندوست و خانقه دل من
۲۸
از برون نیست جنگ و آرامش
۲۹
بس که اصل سخن دو رو دارد
۳۰
یک سپید و دگر سیه فامش

دانش و پژوهش این شعر

نیازمند بازبینی
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۱ نیازمند تصمیم۱ موجودیت مرتبط

پیش‌نویس‌ها و پیشنهادها

هنوز واقعیت تأییدشده نیستند
پیشنهادیبه‌کارگیری نماد

می و جام

به‌کارگیری نماد ← می و جام

Matched curated alias: می; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
شاهد متنی در منبع ثبت شده است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira