زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
سلمان ساوجی · دیوان اشعار

قصیدهٔ شمارهٔ ۷۵ - در موعظه و دوری از دنیا

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ای دل آخر یک قدم بیرون خرام از خویشتن
۲
آشنا شو با روان بیگانه شو از خویشتن
۳
روی ننماید هلال مطلع عین الیقین
۴
تا هوای ملک جان تاریک دارد گرد ظن
۵
عین انسانیتی خواهی که ظاهر گردت ؟
۶
چهره پنهان داد چون انسان عین از خویشتن
۷
آدمی را آن زمان آرایش دین بر کنند
۸
کا دمش زآلایش طین پا گرداندبدن
۹
چون زنی پیر از دنیا کهنه چرخی در کنار
۱۰
گر جوانمردی چه گردی چرخ پیرزن
۱۱
لاف ردی می زنی با چرخ گردانت چه کار ؟
۱۲
رشته پیوند بگسل چرخ را بر هم شکن
۱۳
زیر زین داری براق آخر چه خسبی در گلیم
۱۴
زیر ران داری نجیب ؟ آخر چه پایی در عطن
۱۵
دار دنیا را به دین دزدان دین ده چون مسیح
۱۶
راه دار ملک جان گیر از خراب آباد تن
۱۷
خیمه جان بر جهانی زن که در صحرای او
۱۸
لاله زار گلشن خضر است خضرای دمن
۱۹
در مقام صدق جان باید که باشد درنعیم
۲۰
جسم خواهی در تنعم باش خواهی در حذر
۲۱
ذات یوسف را به مصر اندر کجا دارد زیان
۲۲
زان که در کنعان به خون آلوده باشد پیرهن
۲۳
تا به کی در باد خواهی دادن این عمر عزیز؟
۲۴
در هوای رنگ و بوی ارغوان یا یا سمن
۲۵
بس کن این آتش زبانی بس که در پایان چو شمع
۲۶
خواهدت بر باد دادن سر زبانت بی سخن
۲۷
هر زبانی کز میان او رسد جان را زیان
۲۸
شمع وار آن به که سوزد یا بمیرد درلگن
۲۹
آبروی هر دو عالم آن زمان حاصل کنی
۳۰
کز سر اخلاص گردی خاک پای بو الحسن

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.