شمارهٔ ۱ - در نعت حضرت رسول (ص)
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
ای ذروه لامکان مکانت
۲
معراج ملایک آستانت
۳
سلطانی و عرش تکیهگاهت
۴
خورشیدی و ابر سایهبانت
۵
طاقی است فلک ز بارگاهت
۶
مرغی است ملک ز آشیانت
۷
کوثر عرقی است از جبینت
۸
طوبی ورقی ز بوستانت
۹
فرزند نخست فطرتی تو
۱۰
طفلی است طفیل آسمانت
۱۱
هر چند که پرورید تقدیر
۱۲
در آخر دامن الزمانت
۱۳
آن قرطه مه که چارده شب
۱۴
خور دوخت شکافته بنانت
۱۵
تو خانه شرع را چراغی
۱۶
عالم همه روشن از زبانت
۱۷
تو گنج دو عالمی از آن رو
۱۸
کردند به خاک در نهانت
۱۹
از توست صلات در حق ما
۲۰
و ز ما صلوات بر روانت
۲۱
یا قوم علی النبی صلوا
۲۲
توبوا و تضرعوا و ذلوا
۲۳
بابای شفیق هر دو عالم
۲۴
فرزند خلف ترین آدم
۲۵
او خاتم انبیاست زان سنگ
۲۶
بر سینه ببست همچو خاتم
۲۷
ای پیرو و تو کلیم عمران
۲۸
وی پیشروت مسیح مریم
۲۹
در ذیل محمدی زد این دست
۳۰
در دولت احمدی زد آن دم
۳۱
زان شد دم او چنین مبارک
۳۲
زان شد کف آن چنان مکرم
۳۳
از عیسی مریمی موخر
۳۴
بر عالم و آدمی مقدم
۳۵
سلطان دو عالمی و هستت
۳۶
ملک ازل و ابد مسلم
۳۷
باغی است فضای کبریایت
۳۸
بیرون ز ریاض سبز طارم
۳۹
از هر ورقش چو طاق خضرا
۴۰
آویخته صد هزار شبنم
۴۱
عقلی تو بلی ولی مصور
۴۲
روحی تو بلی ولی مجسم
۴۳
ای نام تو بر زمین محمد
۴۴
خوانند بر آسمانت احمد
۴۵
تو بحری و هر دو کون خاشاک
۴۶
خاشاک و درون بحر حاشاک
۴۷
زد معجزهات شب ولادت
۴۸
بر طاق سرای کسر وی چاک
۴۹
رفت آتش کفر پارس بر باد
۵۰
شد آب سیاه ساوه در خاک
۵۱
در دیده همتت نیاید
۵۲
دریای جهان به نیم خاشاک
۵۳
تو بحر حقیقی و از آنرو
۵۴
داری لب خشک و چشم نمناک
۵۵
با سیر براق تو چو صخره
۵۶
سنگی شده پای برق چالاک
۵۷
از طبع تو زاده است دریا
۵۸
وز نسبت توست گوهرش پاک
۵۹
این دلق هزار میخ نه تو
۶۰
پوشیده به خانقاهت افلاک
۶۱
مردود تو شد نبیره رز
۶۲
زین است سرشک دیده تاک
۶۳
قطب شش و هفت و سیصد اخیار
۶۴
گردون دو شش مه ده و چار
۶۵
ای سدره ستون بارگاهت
۶۶
کونین غبار خاک راهت
۶۷
کردی نه و هفت و چار را ترک
۶۸
آن روز که فقر شد هلاکت
۶۹
نه چرخ هزار دانه گردان
۷۰
در حلقه ذکر خانقاهت
۷۱
مهر و فلک است از برایت
۷۲
ملک و ملک است در پناهت
۷۳
در چشم محققان خیالیست
۷۴
نقش دو جهان ز کارگاهت
۷۵
از منزلت سپهر نازل
۷۶
و ز مسکنت است اوج جاهت
۷۷
ترکان سفید روی بلغار
۷۸
هندوی دو نرگس سیاهت
۷۹
ذی اجنحه لشکر جنایت
۸۰
قلب فقرا بود سپاهت
۸۱
ما مجرم و عاصییم و داریم
۸۲
امید یه لطف عذر خواهت
۸۳
با آنکه هزار کوه کاه است
۸۴
با صر صر قهر کوه کاهت
۸۵
سلطان رسل سراج ملت
۸۶
هادی سبل شفیع امت
۸۷
چیزی تو شنیدهای و دیده
۸۸
نا دیده کسی و نا شنیده
۸۹
تا حشر کسی که مثل او نیست
۹۰
مثل تو کسی نیافریده
۹۱
در عین سفیدی و سیاهی
۹۲
ذات تو خرد چو نور دیده
۹۳
قهر تو حجاب عنکبوتی
۹۴
بر دیده دشمنان تنیده
۹۵
گیتی که نیافت سایهات را
۹۶
در سایه توست پروریده
۹۷
روزی که شرار شرک اشراک
۹۸
هر دم ز سر سنان جهیده
۹۹
ز آنجا که ز کیش مارمیتت
۱۰۰
مرغان چهار پر، پریده
۱۰۱
هر دم مدد سپاه نصرت
۱۰۲
از ینصرک امدات رسیده
۱۰۳
آن از کرم تو دیده حیه
۱۰۴
کانگشت ز حیرتت گزیده
۱۰۵
با آنکه کنیز کانت حورند
۱۰۶
از بندگی تو در قصورند
۱۰۷
با آنکه تو راست سد ره منزل
۱۰۸
با قدر تو منزلی است نازل
۱۰۹
عالم همه حق توست و هر چیز
۱۱۰
کان حق تو نیست هست باطل
۱۱۱
آنجا که براق عزم رانده
۱۱۲
افتاده خر مسیح در گل
۱۱۳
دین تو به قوت نبوت
۱۱۴
ذات تو به معجز دلایل
۱۱۵
بر کنده ز جای کفر خیبر
۱۱۶
افکنده به چاه سحر بابل
۱۱۷
آن بحر حقیقی که آن را
۱۱۸
نه غور پدید شد نه ساحل
۱۱۹
در ملک تو صد چو مصر جامع
۱۲۰
در کوی تو صد چو نیل سایل
۱۲۱
در ملک قلوب مشرکان رمح
۱۲۲
از کد یمین توست عامل
۱۲۳
ماهی است رخت که نیستش نقص
۱۲۴
سروی است قدت که نیستش ظل
۱۲۵
ای بر خردت هزار توجیح
۱۲۶
در دست تو سنگ کرده تسبیح
۱۲۷
ای خوانده حبیب خود خدایت
۱۲۸
ملک و ملک و فلک برایت
۱۲۹
اول علمی کز آفرینش
۱۳۰
افراشت نبود جز ولایت
۱۳۱
ای هفت فلک به رسم در خواست
۱۳۲
حلقه شده بر در سرایت
۱۳۳
تو دیده فطرتی از آن شد
۱۳۴
در پرده عنکبوت جایت
۱۳۵
تو نافه مشکی آفریده
۱۳۶
بی آهوی و بی خطا خدایت
۱۳۷
آراسته سد ره از وجودت
۱۳۸
برخاسته صخره از هوایت
۱۳۹
شد قرص جوت خورش اگر چه
۱۴۰
قرص مه و خورشید شده برایت
۱۴۱
ما را چه مجال نطق باشد
۱۴۲
جایی که خدا کند ثنایت
۱۴۳
با آنکه عطاردست محروم
۱۴۴
از خط بنان بحر زایت
۱۴۵
یک خوشه فلک به توشه دادش
۱۴۶
و آن نیز ز خرمن عطایت
۱۴۷
سکان سراد قات عزت
۱۴۸
محتاج شفاعت و دعایت
۱۴۹
هندوی تو چون بلال کیوان
۱۵۰
سلمانت غلام پارسی خوان
۱۵۱
ادریس که بر سما رسیده
۱۵۲
از رهگذر شما رسیده
۱۵۳
در شارع معجزات عیسی
۱۵۴
جان داده و در تو نارسیده
۱۵۵
از ناف زمین نسیم مشکت
۱۵۶
برخاسته تا خطا رسیده
۱۵۷
مرغی که نرفت از آشیانت
۱۵۸
پیداست که تا کجا رسیده
۱۵۹
از تذکره رسالت توست
۱۶۰
یک رقعه به انبیا رسیده
۱۶۱
و ز مملکت ولایت توست
۱۶۲
یک بقعه به اولیا رسیده
۱۶۳
بر خلق شده حطام دنیا
۱۶۴
مقسوم و به تو بلا رسیده
۱۶۵
در منزل قرب تو ملایک
۱۶۶
از شاهره دعا رسیده
۱۶۷
جسته ملکت مقام ادنی
۱۶۸
از سدره گذشته تا رسیده
۱۶۹
رخسار تو و مه ده و چار
۱۷۰
سیبی است دو نیم کرده پندار
۱۷۱
رضوان جنان سرای دارت
۱۷۲
جبریل امین امیر بارت
۱۷۳
کرده سر آسمان متوج
۱۷۴
یمن قدم بزرگوارت
۱۷۵
ای پنج ستون خانه شرع
۱۷۶
قایم به وجود چار یارت
۱۷۷
اول به وجود ثانی اثنین
۱۷۸
صدیق که بود یار غارت
۱۷۹
ثانی عمر است آنکه زد خشت
۱۸۰
و افراخت بنای استوارت
۱۸۱
عثمان که از حیای ابرش
۱۸۲
شد تازه و سبز کشتزارت
۱۸۳
باقی است علی ولی عهدت
۱۸۴
او بود وصی حق گزارت
۱۸۵
داری دو گهر که گوش عرش است
۱۸۶
آراسته زان دو گوشوارت
۱۸۷
این گل عرقی است از تو مانده
۱۸۸
بر روی زمین به یادگارت
۱۸۹
سردار رسل امام کونین
۱۹۰
سلطان سریر قاب قوسین
۱۹۱
عمری بزدیم دست و پایی
۱۹۲
در بحر هوای آشنایی
۱۹۳
چون بر درش آمدیم امروز
۱۹۴
داریم امید مرحبایی
۱۹۵
ای گل چه شود که از تو یابد
۱۹۶
این بلبل بینوا نوایی
۱۹۷
در سفره رحمت تو گردد
۱۹۸
خرم به نواله گدایی
۱۹۹
از کوی نجات نا امیدی
۲۰۰
از راه فتاده مبتلایی
۲۰۱
بیمار و هوا رسیدگانیم
۲۰۲
بخش از شفتین مان شفایی
۲۰۳
درمانده شدیم و هیچ کس نیست
۲۰۴
غیر از تو رجا و ملتجایی
۲۰۵
آوردهام این ثنا و دارم
۲۰۶
در خواه ز حضرتت دعایی
۲۰۷
ما بر سفریم و بهر زادی
۲۰۸
خواهیم ز درگهت عطایی
۲۰۹
هر چند که ما گناهکاریم
۲۱۰
امید شفاعت تو داریم
