غزل شمارهٔ ۱۲۹۶
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
بیا بیا که تویی جان جان جان سماع
۲
هزار شمع منور به خاندان سماع
۳
چو صد هزار ستاره ز تست روشن دل
۴
بیا که ماه تمامی در آسمان سماع
۵
بیا که جان و جهان در رخ تو حیرانست
۶
بیا که بوالعجبی نیک در جهان سماع
۷
بیا که بی تو به بازار عشق نقدی نیست
۸
بیا که چون تو زری را ندید کان سماع
۹
بیا که بر در تو شستهاند مشتاقان
۱۰
ز بام خویش فروکن تو نردبان سماع
۱۱
بیا که رونق بازار عشق از لب تست
۱۲
که شاهدیست نهانی در این دکان سماع
۱۳
بیار قند معانی ز شمس تبریزی
۱۴
که باز ماند ز عشق لبش دهان سماع