سلمان ساوجی · جمشید و خورشید

بخش ۱۲ - قطعه

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
بجز از آتش دراز زبان
۲
بجز از خامه زبان کوتاه
۳
کس نیارست کرد در عالم
۴
دو زبانی و سرکشی با شاه
۵
لاجرم خاکسار و سرگردان
۶
آن به تون رفت و این به آب سیاه
۷
در آن اندیشه مه بگداخت تن را
۸
که بندد بر سمندش خویشتن را
۹
خیالی چند کج باشد کزین عار
۱۰
توان بستن بر اسب او به مسمار
۱۱
عقابش را چو شد زاغ کمان جفت
۱۲
به وصف الحال نیز این شعر می‌گفت:

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.