سلمان ساوجی · جمشید و خورشید

بخش ۳۱ - غزل

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
فریاد همی دارم و فریاد رسی نیست
۲
پندار درین گنبد فیروزه کسی نیست
۳
ای باد خبر بر، بر آن یار همی دم
۴
کز بهر خبر جز تو مرا همنفسی نیست
۵
از هستی من جز نفسی باز نمانده‌ست
۶
هر چند که این نیز بر آنم که بسی نیست
۷
ما را هوس آن دست که در پای تو میریم
۸
دارد مگسی در شکرستان تو پرواز
۹
دردا که مرا قوت پر مگسی نیست
۱۰
خواهیم گذشت از سر آن قلزم نیلی
۱۱
آخر قدم همت ما کم ز خسی نیست
۱۲
ای طوطی جان زرین قفس سبز برون ای

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.