سلمان ساوجی · جمشید و خورشید

بخش ۴۲ - غزل

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
خواهد گل رعنا که او باشد به آب و رنگ تو
۲
دارد به وجهی رنگ تواما ندارد سنگ تو
۳
گر سرو قدت در چمن روزی ببیند نارون
۴
ناگه برآید سرخ و زرد از سرو سبز آرنگ تو
۵
ای غنچه رعنای من، بگشا لب و بر من بخند
۶
کاید دل بلبل به تنگ از دست خوی تنگ تو
۷
چشمت ز تیغ حاجبان بس تنگ بار افتاده است
۸
باری نمی آید کسی در چشم شوخ شنگ تو
۹
آهنگ قصدم می کند مطرب به آواز بلند
۱۰
خواهد دریدن پرده ام آواز تیز آهنگ تو

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.