بخش ۵۴ - غزل
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
خواهم که امشب خدمتی چون ساقر اندر خور کنم
۲
کاری که فرمایی مرا فرمان به چشم و سر کنم
۳
چو عکس خورشید از هوا روزی که افتم در برت
۴
گر در ببندی خانه را ، از روزنت سر بر کنم
۵
چون شمع من در انجمن میریزم آب خویشتن
۶
از دست خود شاید که من خاک سیه بر سر کنم
۷
ار درد سودایت هنوز این کاسه سر پر بود
۸
فردا که از خاک لحد چون لاله من سر بر کنم
۹
لاف هواداری زدم با آفتابی لاجرم
۱۰
چون ذره می گردم به جان تا خدمتش درخور کنم